راه‌نمای خودکامگی!

"١. فردِ خودکامه‌ی قدرت‌طلب معادله‌های پیچیده را به صورتِ ساده و همه‌فهم بازنویسی می‌کند، یعنی جهان و روابطِ پیچیده و مرموزِ آن را بر مبنای عواملِ بسیار سطحی و به‌راحتی قابلِ درک از دو نوعِ سیاه و سفید، خوب یا بد، خیر یا شر رسم می‌کند. حالا حتا دست‌فروشِ ما نیز می‌تواند به‌راحتی از قضایا سر در آورد و بفهمد که چرا در شرایطی که بعضی‌ها خوب زندگی می‌کنند او متحملِ این همه رنج و دشواری است.

٢. فردِ قدرت‌طلب در فرایندِ دست‌یابی به قدرت احساسِ کینه و دشمنیِ مردم را تحریک کرده، به آن مشروعیت می‌بخشد. فردِ خودکامه با رنگ و بوی اعتقادی دادن به این احساسات آن را پدیده‌ای شریف و اصیل نشان می‌دهد. احساساتی که در گذشته می‌بایست نهفته و پنهان مانده و ابرازِ آن باعثِ شرم می‌شد ... حال با طرزِ تلقیِ جدید باعثِ افتخار و سربلندی می‌شود. حالا می‌توان بُخل و حسادت ورزیدن را بدونِ آن‌که فکر کنیم نسبت به دیگران رشک برده یا تنگ‌نظری می‌کنیم به کار بندیم؛ و این‌چنین میلِ به تخریبِ ارزش‌های موجود شعله‌ور می‌شود.

٣. فردِ قدرت‌طلب در روندِ کسبِ قدرت به آدم‌های خرده‌پا نوعی احساسِ وجود و ثبات می‌بخشد. فردِ قدرت‌طلب به او چنین القا می‌کند که " وقتی من و تو به عنوانِ ما با هم وحدت داشته باشیم، می‌توانیم به‌راحتی همه‌ی مشکلات را حل کنیم. هیچ‌کس جز من نگرانِ وضعِ تو نیست. تو بخشی از وجودِ منی و من پاره‌ای از تو." ... دست‌فروشِ جزء حالا سرخوش از این باور است که چقدر زیبا و دل‌نشین که با چنین فردِ بزرگوار و نورانی به طورِ خودمانی و با زبانِ بی‌تکلفِ "من و تو" به گفت‌و‌گو می‌پردازد ... تا به حال کسی به او بها نمی‌داد، ناگهان خود را مقبول و مطلوب حس می‌کند. البته به کسی که به دروغ چنین احساس و عواطفی را در او ایجاد می‌کند عوام‌فریب لقب می‌دهند ... او چیزی را به مردم وعده می‌دهد که تک‌تکِ آحادِ مردم در تنهاییِ خود (می‌توان گفت در تداومِ دورانِ کودکی) با شور و اشتیاق به دنبالِ آن هستند، برخورداری از منافعِ دورانِ کودکی، یعنی عدمِ مسئولیت!"

           (از بررسیِ روان‌شناختیِ خودکامگی، مانس اشپربر، ترجمه‌ی دکتر علی صاحبی، انتشارات روشنگران، چاپ دوم، ١٣٨۵، ص ٨۶-٨٧، ٩١)

پ.ن: گاهی ضمیرها را تغییر دادم تا همه چیز مفرد بماند.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٠