بورخس در برجٍ عاج

"ریتا گیبرت: اگر روشن‌فکری در برجِ عاج بنشیند و در به رویِ خود ببندد، و گاه حتی واقعیت را نادیده انگارد، آیا می‌تواند در گشودنِ مشکلاتِ جامعه‌ی خود مفید واقع شود؟

بورخس: در برجِ عاج نشستن و در به روی خود از همگان بستن و به چیزهای دیگر اندیشیدن شاید خود یکی از راه‌های تغییر دادنِ واقعیت باشد. من_ به قولِ شما_ در برجِ عاج می‌نشینم و شعر می‌گویم یا کتاب می‌نویسم، و این خود می‌تواند چون هر چیزِ دیگری واقعی باشد. واقعیت را تنها زندگیِ روزمره گرفتن و مابقی را غیرواقعی دانستن اشتباهی است که عموما از طرفِ مردمان سر می‌زند. در سیرِ طولانیِ زمان، عواطف، عقاید، و اندیشه‌ها نیز چون وقایعِ زندگیِ روزانه واقعی خواهند شد، و حتی شاید خود سببِ وقوعِ بعضی وقایع در زندگیِ روزانه شوند. من یقین دارم که همه‌ی رویازدگان و فیلسوفانِ جهان در زندگیِ امروزی به‌نحوی موثر بوده و هستند."

       (از هفت صدا، ریتا گیبرت، ترجمه‌ی نازی عظیما، انتشاراتِ آگاه، چاپِ اول، ١٣۵٧، ص ١۴٢)

پ.ن: بورخس با سیاسی کردن ادبیات و تعهدِ ادبی به معنای معمولش میانه‌ای ندارد. این‌جا را هم ببینید.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٦