راه‌های گفتن

دوست داشتیم از غم بگوییم

خاطرات و نامه‌هایمان

از فقدان و ناله و اندوه پر بود

حتا اگر غمی نبود

از ماتم دست نمی‌کشیدیم

انگار حسرتِ جاذبه‌ی چهره‌ی افسرده را

می‌خوردیم

 

بعد نتوانستیم کاری کنیم که غم بر ملا شود

خیلی چیزها بی‌خبر افول کرد:

کار نابود شد، عشق‌ها از دست رفت، خانه‌ها فروخته شد

ازدواج‌ها گسست، دوستان جدا شدند

بلندپروازی‌ها در سایه‌ی نیازهای فوری رنگ باخت

کلمات در گلویمان

برای نق‌نقی جانانه صف کشیدند

غم مثلِ رودی بی‌پایان بود-

تنها جریانِ جاودانِ زندگی

 

بعد از گم کردنِ دیار و دست کشیدن از زبان

دیگر از غم نگفتیم

لبخند صورتمان را شاد می‌کرد

در تنگنای خودمان خیلی می‌خندیم

اوضاع خوب می‌شود

حتا دانه‌های تگرگ در مزارعِ توت‌فرنگی

                                                 (1994) ha jin

متن اصلی شعر

پ.ن: ها جین، شاعرِ چینی (١٩۵۶- )، در دوره‌ی انقلابِ فرهنگی که مدارس بسته و کتاب‌ها سوزانده شده بودند، بزرگ شد. او بعد از قتلِ عامِ دانشجویان در میدانِ تیانان‌مِن شهروندِ آمریکا شد.

پ.ن ٢: به خاطرِ قطع بودنِ اینترنتم چند روزی از این‌جا دور بودم.

پ.ن ٣: لطفا هرکس در مورد "نظریه‌ی محاسبات"ی که موش کور در کامنت‌ها مطرح کرده اطلاع داره نظر بده.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٥