نزدیک غروب بود

نزدیکِ غروب، تلفن زنگ زد. گوشی را برداشتم. صدای تو بود، از میانِ اصواتی مه‌آلود. خیال کردم در جاده‌ای و این صداهای پس‌زمینه همهمه‌ی محوِ ماشین‌هاست. اما نه. صدای دریا بود و تو غمگین بودی. گوش دادم. فقط چند لحظه. سکوت کرده بودی. تو دریا بودی، دریایی تاریک-روشن که از خود می‌گریخت و باز به خود برمی‌گشت.

                   

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٤