روح پراگ

گاهی آدم در موقعیت‌هایی گیر می‌کند که نمی‌داند چه کند. چند گزینه برای فرار از این وضعیت وجود دارد که یکی از آنها خواندن کتاب روح پراگ نوشته‌ی ایوان کلیما، نویسنده‌ی حی و حاضر چک، است، با ترجمه‌ی فروغ پوریاوری (نشر آگه). این کتاب برای من آرامش‌بخش است. شاید چون نویسنده‌اش مقهور وقایع ناخوشایند اطراف نمی‌شود و با صبر و تحمل سعی می‌کند خودش را تازه نگه دارد، و این کار کوچکی نیست. نوعی دیدگاه شخصی بزرگ‌منشانه در روایت‌های کتاب وجود دارد که باعث می‌شود خواننده درگیر تجربیات نویسنده شود و با او هم‌ذات‌پنداری کند. کلیما در پیش‌گفتار کتابش می‌نویسد: "در گزینش مقاله‌ها برای این کتاب، تا حدی از آن رو که به خوانندگان انگلیسی‌زبان بقبولانم که علایق یک نویسنده‌ی تحت سرکوب فقط تمرکز صرف بر موضوع‌های سیاسی نیست، بلکه مشابه علایق اکثر نویسندگان در همه جای دنیاست، کوشیده‌ام مجموعه‌ی متنوعی از موضوع‌ها و انواع ادبی را انتخاب کنم." عنوان بعضی مقالات روح پراگ اینهاست: ادبیات و خاطره، فقر زبان، امید، قهرمان‌های عصر ما، دستورالعمل خوش‌بختی، تاملی کوتاه درباره‌ی آشغال، قدرتمندان و بی‌قدرت‌ها، فرهنگ در برابر توتالیتاریسم، سنت و محدوده‌های رشد ما. خشایار دیهیمی چند مقاله از این کتاب را در هفته‌نامه‌ی "شهروند امروز" ترجمه کرد و خودش هم در مورد بعضی موضوعات یادداشت نوشت که روایت هوشمندانه‌ی ایرانی آنهاست.

(چاپ‌شده در "آزما"، شماره‌ی ۶٣، بهمن ٨٧)

ب.ت: اواخر پارسال، ترجمه‌ی دیهیمی هم، با همین عنوان، به همت نشر نی منتشر شد.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٦