نزدیک غروب بود

دیشب خواب تو را دیدم. روی تخته‌سنگ نشسته بودی و داشتی به دریا نگاه می‌کردی. آن بلوزِ راه‌راهِ سفید-صورتی-بنفش تنت بود. غمگین به نظر می‌رسیدی. موهایت را نوازش کردم، پیشانی‌ا‌ت را بوسیدم و رفتیم سوار قایق شدیم. نزدیکِ غروب بود.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳
تگ ها : مینیمال‌ها