رویای برف

دیشب هر جا می‌رفتم: خانه، خیابان، طبیعت، یا محیط‌های بسته، فقط روی سر من برف می‌بارید. نفهمیدم چرا. هیچ‌کس توجهی نداشت؛ انگار اصلا نمی‌دیدند. اما یک زنِ میان‌سال که مثل بابانوئل سرتاپا قرمز پوشیده بود و بی‌شباهت به لورینا مک‌کِنیت نبود، گفت: باید حال‌و‌هوای دلتان را بهاری کنید. بعد، رویا تغییر کرد.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ٤:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۸