موسیقی سگی

بین سگ‌ها هم شنونده و خواننده هست

سگِ گنده‌ام خیلی دقیق با من می‌خوانْد

لب‌های مواجش را غنچه می‌کرد

با صداهایی کوتاه و فروخورده شروع می‌کرد، مثلِ کالترِین به فکر می‌رفت

بعد با قدرت و طنین جواب می‌داد

نفسی عمیق می‌کشید تا ادامه دهد-

[علامتِ] ذوق و شوقش به فرمِ بی‌نقص-

با من فقط به خاطرِ هنرِ سگ‌ها می‌خوانْد

چند تا آوازِ کامل را همراهی کردیم:

ابرِ جادویی، نعیمه، ماهیِ قزل‌آلا، رُزاریِ من، پِردیدو

استادِ بزرگی بود و جوان‌مرگ شد

با اندوهی دائمی تنهایم گذاشت

استعدادش را فقط معدودی درک کردند

 

حالا سگِ کوچولویی دارم که آواز نمی‌خواند

اما با بصیرت گوش می‌دهد

از صدای زیرم مهارت و روح می‌خواهد

اسمش را به آواز می‌خوانم و کلامی عاشقانه‌

آندانته، کُن بریو، ویواچه، آداجیو [=نرم و آرام، آتشین، تند و پرشتاب، ملایم]

گاهی قدری جابه‌جا می‌شود

پنجه‌اش را آن طرفِ پوزه‌اش می‌گذارد

چشم‌هایش را می‌بندد و آه می‌کشد

مثل دختری که سال‌ها پیش

با او بودم و با هم می‌رقصیدیم

 

اما من مدعیِ موسیقیِ سگی هستم

آهنگ‌های واقعی

فقط از تالارهای سرخ و پرمایه‌ی قلبِ سگی بلند می‌شود

ملودی‌هایی که وقتی ماه آن بالاست بهتر است

شنونده‌ها و خواننده‌ها

با هم یا جدا از هم

ورای دوستی و دشمنی

دور از هر آدمِ شیادی:

ترانه‌های شب‌های بلند

تا نورِ ستاره‌ها بالا می‌رود

آوازِ استخوان‌ها، سِنده‌ها

پیروزی‌ها، شکارها، افسون‌ها، رتبه‌ها

چیزهایی که سالیانِ سال قبل از تولدِ ما برقرار بود

 

Paul Zimmer/ 1934-present

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢