پرنده‌ی زندانی

پرنده‌ی آزاد

بر پشتِ باد می‌پرد و

در مسیرِ آب جاری می‌شود

تا جریانِ هوا پایان گیرد و

بال‌هایش را

در پرتوهای خورشیدِ نارنجی

بالا و پایین کند و

آسمان را بخواهد

 

اما پرنده‌ای

که در قفسِ تنگش راه می‌رود

گاهی می‌داند

میله‌های فغانش

بال‌هایش را چیده‌اند و

پاهایش را بسته

پس گلویش را آماده‌ی آواز می‌کند

 

پرنده‌ی زندانی آواز می‌خواند

با چهچهِ ترسناکِ ناشناخته‌ها و

آرزوی آرامش

و صدایش

تا تپه‌ی دوردست شنیده می‌شود

چون پرنده‌ی زندانی

از آزادی می‌خواند

 

پرنده‌ی آزاد

به نسیمی دیگر می‌اندیشد و

دادوستد

آرام پیچ می‌خورد لابه‌لای درختانِ دردمند

_ و کرم‌های چاق

چشم‌انتظارِ چمنزارِ روشنِ صبحگاهی_

و او خود را آسمان می‌نامد

اما پرنده‌ی زندانی

برگورِ رویاها می‌ایستد

سایه‌اش بر سرِ جیغِ کابوس فریاد می‌کشد

بال‌هایش چیده‌اند و پاهایش بسته

پس گلویش را آماده‌ی آواز می‌کند

 

پرنده‌ی زندانی آواز می‌خواند

با چهچهِ ترسناکِ ناشناخته‌ها و

آرزوی آرامش

و صدایش

تا تپه‌ی دوردست شنیده می‌شود

چون پرنده‌ی زندانی

از آزادی می‌خواند

                    مایا آنجلو، ١٩٨٣

پ.ن: متن اصلی شعر

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۱