مثل ترانه‌ای جاودانه

من هر سال برای خودم عیدی می‌گیرم، چیزی را که واقعا دلم می‌خواهد. این را زاهدانه می‌گویم. پیرارسال، از یک گروهِ موسیقیِ ناشناخته‌ی  نروژی که در سبک آمبیانس/فولک کار می‌کند،  سه‌گانه‌ای خریدم که ٩١ بار به آن گوش دادم؛ Tenhi که  اسمش شباهت عجیبی با "تنها"ی فارسی دارد. مثل دو نیمه‌ی سیب بودیم. دنیاهای گم‌شده گاهی با شنیدن پیدا می‌شوند: سکوت، درختان برفی، دریاچه‌ی دورافتاده، کلاغی که از ناکجا می‌خواند، و نیمه‌ی تاریک طبیعت. بی‌خود نبود که پارسال حس سفر نبود. حالا می‌فهمم که دلم سفر می‌خواست؛ سفر به اسکاندیناوی که مثل رویاست، مثل یک موسیقی کاملا دوردست. امسال تصمیمم را گرفته‌ام. می‌خواهم سفرهای کوتاه بروم تا به دنیای خودم خیانت نکنم. می‌خواهم خودم را زنده نگه دارم، مثل یک ترانه‌ی کوتاه جاودانه.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥