دین و جامعه

"...ما معمولا دینمان را از دیگر افراد می‌گیریم و جذب می‌کنیم، و معمولا از آن‌هایی که شخصا به ما نزدیکند یا پیوند عمیقی با ما دارند. و معنای نهاییِ چنین چیزی این است که در عینِ این‌که دین و مذهب به ارتباط یا پیوند با خدا یا واقعیتِ برینِ دیگری آن بیرون مربوط می‌شود، اما مهم‌تر از آن... به ارتباط یا پیوند با مادر یا پدر یا زن یا برادر یا خواهر یا دوست بر روی همین زمینِ خاکی بستگی دارد."

"...این واقعیت به ما می‌گوید که سرسپردگیِ محضِ "تام" به دینش یا عیسی کاملا تصادفی و اتفاقی است؛ اگر محلِ زندگیِ تام جای دیگری بود یا اگر والدینی دیگر می‌داشت یا دوستانی دیگر، به احتمال بسیار زیاد ممکن بود دین دیگری را "حقیقی و برحق" بداند... اگر تام سیصد سال پیش در یمن زاده شده بود، تقریبا با یقین می‌توان گفت مسلمانی مومن می‌شد که معتقد بود اسلام و قرآن حقایق ازلی و ابدی هستند، نه مسیحیت و عهد جدید..."

"...علت اصلی این‌که هر شخص زنده‌ای امروز فکر می‌کند که کتاب مقدس منشایی الاهی دارد (کلام وحیانی است) این است که شخصی دیگر به او گفته است که چنین است. اگر شخصی فرضی که هرگز چیزی درباره‌ی کتاب مقدس یا محتوای آن نشنیده است کتاب مقدس را بیابد و بخواند... دلیلی ندارد که گمان بریم آن شخص نتیجه خواهد گرفت که این کتاب مقدس‌تر یا الاهی‌تر از مثلا آثار هومر، کتابِ تبتیِ مردگان، آثار تالکین، اوپانیشادها، کتاب مورمون، یا نوشته‌های افلاطون است."

"...ما دینمان و همه‌ی چیزهای مهمِ مربوط به آن را از دیگران می‌گیریم."

     ( از درآمدی بر جامعه‌شناسی دین، فیل زاکرمن، ترجمه‌ی خشایار دیهیمی، نشر لوح فکر، چاپ اول، بهار ٨۴، ص ٩٩-١٠٠، ١٠٣-١٠۴)

پ.ن: این کتابِ جذاب با این‌که دانشگاهی است تخصصی نیست و همه‌ی علاقه‌مندان می‌توانند از آن بهره ببرند.

پ.ن٢: کسی نمی‌تواند ارتباط دین و نوستالژی را نفی کند. ما گاهی با گذشته زنده‌ایم.

  
نویسنده : درخت ابدی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۸