اورهان...

اورهان

دوستِ من از گنجشک هم زیباتر بود

آواز می‌خواند

لا‌به‌لای بوته‌ها

جست‌و‌خیز می‌کرد

و گاهی مرا می‌ترساند

رفت

برای همیشه رفت

فکر می‌کرد

برای آوازهایش

قفسی می‌سازم

دوستش داشتم

از گنجشک هم غمگین‌تر بود

                                 (١/مرداد/٨٣)

/ 38 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاتکه

اول یاد اورهان سمفونی مردگان افتادم بعد که شعرو خوندم دیگه یادش نیفتادم[نیشخند]

درخشان

گنجشک زیاد توی شعراتون به چشم می خوره ،استعاره ی قشنگی هم هست . تقریبا" یه جور موتیف شعری شده برای خودش که شعرتونو لطیف ودوست داشتنی کرده .

نوید

من ازین دوست ها میخواهم

شکوفه صمدی

و اما شعرت اورهان انگار یعنی او رها بود یا شد؟

نیوشا

چند روز ژیش شعری خواندیم,کیف کردیم.گفتیم بگوییم,باشد که شما هم کیف کنید یک ارکستر سمفونیک هوا توفانی میشود دارند اورتوری از واگنر اجرا میکنند و مردم صندلیهای زیر درختان را ترک میکنند و به داخل ساختمان هجوم می برند زنها خنده های عصبی میکنند و مردها با تظاهر به آرامش سیگارهای خیس را زمین می اندازند موسیقی واگنر ادامه پیدا میکند و همه زیر سقف عمارتند حتا پرنده ها هم زیر سقف پناه گرفته اند حالا ارکستر راپسودی مجار شماده 2 اثر لیست را اجرا میکند و هنوز باران میبارد ولی نگاه کن، مردی تنها زیر باران نشسته است و به موسیقی گوش میدهد ارکستر کارش را ادامه میدهد او شب زیر باران نشسته و گوش میدهد یک ایرادی توی کارش است، این طور نیست؟ او فقط آمده تا موسیقی گوش کند (بوکفسکی)

نیوشا

(البته)چند روز پیش...

منیره

کاش میدانست آهنگر نیستی . و آوازش را راه راه نخواهی کرد .