کودک دزدیده

آن‌جا که کوهستانِ سنگیِ اسلوث‌وود

در دریاچه سرازیر می‌شود

جزیره‌ی سرسبزی‌ست

که حواصیل‌ها بال‌زنان

موش‌های آبیِ خواب‌آلود را بیدار می‌کنند

خمره‌های پری‌وارمان را آن‌جا پنهان کرده‌ایم

پر از سته‌

و سرخ‌ترین گیلاس‌های دزدیده

دور شو، آی کودکِ انسان

طرفِ آب‌ها و آن‌سرِ دنیا

دست‌دردستِ یک پری

چون جهان گریان‌تر از آن است که بدانی

 

آن‌جا که موجِ مهتاب با نور

ماسه‌های خاکستریِ مات را برق می‌اندازد

در دورترین جای راسِز

تمامِ شب پای‌کوبی می‌کنیم و

رقص‌های قدیمی می‌بافیم

دست‌ها در هم و نگاه‌ها به هم

تا ماه پرواز کند

هر سو جست‌و‌خیز می‌کنیم

و دنبالِ حباب‌های کف‌دار می‌گردیم

چون جهان پر از رنج است

و در خوابش اندیشناک

دور شو، آی کودک انسان

طرفِ آب‌ها و آن سرِ دنیا

دست‌دردستِ یک پری

چون جهان گریان‌تر از آن است که بدانی

 

آن‌جا که رودِ پیچ‌در‌پیچ

از تپه‌ها بالای گلن-کار روان می‌شود

در آب‌گیرها لابه‌لای علف‌های حصیر

که ستاره سخت تن می‌شوید

دنبالِ قزل‌آلاهای خواب‌آلود می‌گردیم

و نجواکنان در گوش‌هاشان

به آن‌ها رویاهای مغشوش می‌دهیم

و آهسته دور می‌شویم از سرخس‌ها

که اشک‌هاشان بر جوی‌های جوان می‌ریزد

دور شو، آی کودکِ انسان

طرفِ آب‌ها و آن سرِ دنیا

دست‌دردستِ یک پری

چون جهان گریان‌تر از آن است که بدانی

 

دارد می‌رود دور از ما

با نگاهی سنگین

دیگر ماغ کشیدنِ گوساله‌ها را

بر دامنه‌ی تپه‌ی روشن نخواهد شنید

یا غل‌غلِ کتری بر طاقچه‌ی اجاق

در سینه‌اش از صلح نمی‌خواند

یا جنب-و-جوش موش‌های قهوه‌ای را

اطرافِ جعبه‌ی بلغورِ جو نمی‌بیند

چون کودک‌ِ انسان

طرفِ آب‌ها و آن سرِ دنیا می‌رود

دست‌دردستِ یک پری

چون جهان گریان‌تر از آن است که بداند

                                                  

W. B. Yeats/ 1865-1939

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

پ.ن: مکان‌هایی که در شعر به آن‌ها اشاره شده در شمالِ غربیِ ایرلند قرار دارند، همان جایی که ییتس دوران کودکی‌اش را سپری کرد.

پ.ن 2: عکس‌هایش را ببینید.

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اكرم

اين ويليام ييتس جانور عجيبي است. شباهت غريبي هم با اخوان خودمان دارد. تلخي‌اش را هيچوقت نمي‌شود از ياد برد.

خط سوم

نه فقط اینجا هروقت یه ترجمه رو میخونم فک میکنم بهتر از اون عبارت مترجم چی میتونست جایگزینش بشه و مثلا" میگردم این نوشته قدرت تصویر سازی فوق العاده دلپذیری داشت و ترجمه به همون شیرینی ممنون

آنا

فکر کنم ترجمه اش سخت بوده

حسین(گیلانی)

سلام قشنگ بود. اما کاش متن اصلیش رو هم میذاشتید.

فرزانه

سلام مثل تابلو نقاشي بود اين شعر وقتي مي خوانيش غرق تصاويرش مي شوي کلمات انتخاب شده براي ترجمه هم روانند اي کاش آن کودک گريه جهان را از ابتدا مي ديد و عمري در فريب نمي ماند

منیره

ببین !! اگه توی عکسا باشی ، روی نوک پاهات وایسی ، قدت رو کش بدی ، دستت رو دراز کنی ، یه بغل ابر می تونی برداری ، مثل بالش بذاری زیر سرت ، دراز بکشی ، بعد به آسمون نگاه کنی . ببین چقدر آسمون نزدیکه ! میگم خدا هم مهاجرت کرده ، میگین نه ![ناراحت]

حسین(گیلانی)

ممنون

فرزان

درود تصویر سازی وسبک شعرش ( استفاده همزمان از اسامی اشیا و وعباراتی از ژرف اندیشی) شباهت به اشعار سهراب داره. میروی تا ته آن کوچه که از پشت.. بلوغ سر بدر می آرد... پس بسمت گل تنهایی می پیچی...ممنون از معرفیت "کودکی میبینی ..رفته از کاج بلندی بالا...جوجه بردارد از لانه نور.... و از می پرسی!! .. خانه دوست کجاست...

رهگذر

سلام.[گل]

شکوفه

لازم نیس بگم ترجمه ات خوبه. البته بهتره بگم عالی و روان. همه گفتن دیگه