شبح خواستگار

شبح که دل‌بسته‌ی بانوی زیبا بود

همواره در هوای پُرستاره‌ی نیمه‌شب

کنارِ بالینش می‌ایستاد و

با دل‌انگیزیِ آسمان‌ها

کلامِ پُروسوسه‌ی عشقِ انسان

روحش را به عشق‌ورزی می‌خواند

چه شیرین است نغمه‌ی زهرآگینشان

مارهای کوچکِ گلوی سیم‌گون

در جمجمه‌های خزه‌پوش که لانه می‌کنند و آرام می‌گیرند

و همواره آواز می‌دهند «بمیر، آی، بمیر!»

 

روحِ جوانْ جسمت را وامی‌نهد

و با من به مقبره‌ی خاموش می‌آید

بسترمان زیبا، تاریک و دل‌انگیز است

هنگام که می‌رود

زمین می‌پیچدمان

زیرِ رواندازِ پُربرف و

شمدِ سرب‌گونِ گرم

چه محبوب است نغمه‌ی زهرآگینشان

مارهای کوچکِ گلوی سیم‌گون

در جمجمه‌های خزه‌پوش که لانه می‌کنند و آرام می‌گیرند

و همواره آواز می‌دهند «بمیر، آی، بمیر!»

Thomas Lovell Bedoes

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

پ.ن: تامس لاوِل بدوز (1803-1849)، شاعرِ رمانتیکِ انگلیسی، پزشک بود و طبعی سودازده داشت. اغلبِ شعرهایش فضای گوتیک دارند و همین رمانتیسمِ سیاه عاقبت کار دستش داد و در چهل‌وپنج‌سالگی با سم خودکشی کرد.

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درخت ابدی

به خانوم معلم: اون مطلب "درخت ابدی" رو توی وبلاگ وردپرس می‌شه پیدا کرد. لینک وبلاگ هست. لطفا ای.میل بذارین. راه دوری نمی‌ره.

مهرگان

این همه تشبیه خوفناک!!![تعجب] اولین باره برای کلمه ی "تشبیه" صفت خوفناک رو به کار می برم ها! مثل همیشه ایول به ترجمه ی درختیت.[مغرور]

که

کلن با سم ، مار و وابستگان رابطۀ خوبی داشته انگار.

لادن

چه شاعر بد احساسی، به نظرم اشعاری که ترجمه میکنید کتاب کنید [لبخند]

دلآرام

" شمد" یعنی چی؟

مدادسیاه

سلام. شعر دشواری است. «با دل‌انگیزیِ آسمان‌ها/کلامِ پُروسوسه‌ی عشقِ انسان» را نفهمیدم. و «مارهای کوچکِ گلوی سیم‌گون» را.

انا

مارهای کوچکِ گلوی سیم‌گون..... ترکیب نامانوسی بود ... خوب درش نیاوردی فضای گوتیک کار بی نظیر بود در عین این که تونستی یه جاهایی یه ترکیبای ترجمه ناب هم بزنی آفرین آورین

منیر

فضای بسیار بیگانه ای داشت حال این شعر . شعر هراس آور و شاعری آرام ، و مرگ. ... وقتی آدمو مجبور می کنه چند بار بخونیش یعنی تازه است و خواندنی. ... سلیقه ی گونه گونی داری درخت [گل]

منیر

فیلم شبح ناک رو نمی فهمم . (: یعنی اصن جذبم نمیکنه واسم یه تم بیگانه است.