دندون‌درد

بعد از بیست سال برگشت. می‌دونستم وقتی برگرده٬ چنان دهنم رو سرویس می‌کنه که حتا خوابش رو نمی‌دیدم. معشوقِ انتقام‌جو رو نمی‌گم. دارم از آتش‌فشانی می‌گم که دردش چنان فورانی داره که دلت می‌خواد سرت رو از جا بکنی تا پناهگاهی پیدا کنی و راحت شی. دندون‌‌درد مرض خوبی نیست. مثلِ انگشتیه که لای درِ ماشین بمونه و بخوای از شرش خلاص شی. چاره‌ای جز تحملِ عصبیت و کلافگی نداری٬ تا دوباره خاموش شه.

یادمه یه زمانی در مورد یه تابلو از نقاشی اکسپرسیونیست با عنوانِ دندان‌درد خووندم و هرچی گشتم پیداش نکردم. اسمش یادم نبود. دوست دارم دوباره کارش رو ببینم. دقیقا حس دندون‌درد بود. مثلِ نقاشی‌های کلاسیک دستمال سفید دورِ سرش نبسته بود. صورتش نشون می‌داد که داره درد می‌کشه. عین موسیقیِ متال که طرف فریاد می‌کشه دردش رو توی صداش نشون بده.

چند سال پیش که یکی از دوستان به همین درد دچار شده بود٬ براش شعری گفتم که حالا مصداق خودمه:

مثلِ حسِ زندگی

بعد از خودکشی‌ست

با سنگینیِ قله بر تنت

و صدای سقوطِ کوه

که مدام تکرار شود

 

اما از حق نگذریم. این‌که یه کوفته‌قلقلی گوشه‌ی لپت باشه جالب نیست. دردِ مزخرفیه. یه چیزِ بدتر اینه که از دندون‌پزشک بترسی. من که فوبیا دارم.

/ 17 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلو

من هم بسیار از دندان پزشکی می‌ترسم و خاطراتِ تلخی دارم! یکی از روضه‌های من: تمامِ دنان‌شیری‌هایم را هم باید می‌رفتم می‌کشیدم. چون خودشان نمی‌افتادند!:(( واقعاً بد دردی‌ست! غمِ آخرتان!

ققنوس

صندلی دندونپزشکی وحشتناکه.

زیژخکِ ذیوانه

هرچند سال که می‌آید سراغم می‌روم پیش دندان‌پزشک پیری که از قدیم آشنای خانوادگی‌مان است. در واقع دوست پدربزرگم بوده که در کودکی ام مرد. حسابش را بکن. هیچ چیز دیجیتالی ندارد در بساطش و همه چیز آدم را دوران مدرن ایران سال‌های دهه پنجاه می‌اندازد. یونیت دندان‌پزشکی‌اش رنگ نارنجی و نوشته‌های آلمانی دارد. داستانیش برای خودش...

خانم مسافر

دندان کرم خورده، سرت روی صندلی کرم کتاب خواندن و تا صبح خر زدن چک کردن ایمیل و تمام کامنت ها دنبال هیچ چیز به هر سمت سر زدن لیوان چای، چرت پس از بحث فلسفی بی حوصله به هر چه و هر کس تشر زدن دل درد، خوردن ژلوفن با نبات داغ با هم اتاقی ات وسط تخت، عر زدن ... این هم شعر من تقدیم به شما

اكرم

ببخشيد درخت جان ولي انگار موضوع كم آورده‌ايد ها.

پردیس

ببخشید درخت جان پیام منو دریافت کردین؟ ج ندادین چرا؟

تبسم

امیدوارم آرومتر شده باشه.

لادن

امیدوارم دیگه هیچوقت دندون درد نگیری که خیلی مزخرفه

سامورایی

من هروقت صدای دریل و مته می‌شنوم یاد دندونپزشکی می‌افتم!

مهرگان

حدس میزنم بعد از درد زایمان بدترین درد باشد. به هر حال نخوردیم نون گندم اما دیدیم دست مردم! D: خوشحالم که بهبود یافتی رفیق :)