سایه

موهای سیاهِ تقریبا بلندت را

نوازش می‌کنم

سایه‌ای در آغوشم

بر دیوار

         (92/12/8)

/ 25 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
chyz

بهتر شد...(:

الي

گاهي سايه ها حقيقت را بهتر نشان مي دهند. [گل]

رها

دلمان را بردید با این موهای سیاه تقریبا بلند...

مهرگان

آغوشی که تصور شده است ... و حتا سایه هم دارد! کلمه "تقریبا" لعنتی تمام معادلات واقعیت را به هم میریزد.... عالی بود درخت جان :)

محمد

من راستش زیاد ارتباط برقرار نمیکنم با این اشعار. دلم میخواد حالا که یه تصویر خیلی عالی دارم میبینم در موردش توضیح بیشتری بشنوم و بخونم. زبان هایکو خیلی چی بگم کوتاهه در رسوندن مطلب... و ... البته هرکسی مختاره که هر جور دلش بخواد شعر بگه و بنویسه و بخونه و کسی هم نمیتونه بهش ایرادی بگیره ... ولی نمیدونم چرا دوست دارم به عنوان کسی که این وبلاگ و نویسنده اش رو دوست داره بگم که من خیلی ارتباط برقرار نمیکنم با این اشعار. مطمئنا اینا برای کسی که توی یه محیط دیگه قرار داره و مطالب دیگه ای هم از این دست به گوشش میخوره و کلا فضای ذهنیش چیز دیگه ایه خوشاینده... شاید هم خاطره ای رو در ذهن متبادر میکنه... شرمنده ام.

سمیعی

سایه ای بر دیوار در آغوشم