راه‌های گفتن

دوست داشتیم از غم بگوییم

خاطرات و نامه‌هایمان

از فقدان و ناله و اندوه پر بود

حتا اگر غمی نبود

از ماتم دست نمی‌کشیدیم

انگار حسرتِ جاذبه‌ی چهره‌ی افسرده را

می‌خوردیم

 

بعد نتوانستیم کاری کنیم که غم بر ملا شود

خیلی چیزها بی‌خبر افول کرد:

کار نابود شد، عشق‌ها از دست رفت، خانه‌ها فروخته شد

ازدواج‌ها گسست، دوستان جدا شدند

بلندپروازی‌ها در سایه‌ی نیازهای فوری رنگ باخت

کلمات در گلویمان

برای نق‌نقی جانانه صف کشیدند

غم مثلِ رودی بی‌پایان بود-

تنها جریانِ جاودانِ زندگی

 

بعد از گم کردنِ دیار و دست کشیدن از زبان

دیگر از غم نگفتیم

لبخند صورتمان را شاد می‌کرد

در تنگنای خودمان خیلی می‌خندیم

اوضاع خوب می‌شود

حتا دانه‌های تگرگ در مزارعِ توت‌فرنگی

                                                 (1994) ha jin

متن اصلی شعر

پ.ن: ها جین، شاعرِ چینی (١٩۵۶- )، در دوره‌ی انقلابِ فرهنگی که مدارس بسته و کتاب‌ها سوزانده شده بودند، بزرگ شد. او بعد از قتلِ عامِ دانشجویان در میدانِ تیانان‌مِن شهروندِ آمریکا شد.

پ.ن ٢: به خاطرِ قطع بودنِ اینترنتم چند روزی از این‌جا دور بودم.

پ.ن ٣: لطفا هرکس در مورد "نظریه‌ی محاسبات"ی که موش کور در کامنت‌ها مطرح کرده اطلاع داره نظر بده.

/ 39 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موش کور

یعنی بین زبان و مفاهیم توجیه پذیر در اون زبان هم پوشانی کامل وجود نداره.

شکوفه

حال همه ما خوب است اما تو باور نکن

هومن عباسپور

چقدر صميمانه‌س. كاش بعضي از شاعران زمانه‌ي ما هم، به‌جاي «خَر رنگ‌ كني» همين زبان را به كار ببرن [گل]

غزل

منم زیاد این جاها نبودم... شعرش مطابقت ِ عجیبی با دوران ِ زندگی ِ خودش داشت ! دوست داشتمش ![گل]

نيرواناي گمراه

عجب شعري!!! تا حالا چيزي از ادبيات چين نخونده بودم، چقدر صميمي و روراست حرفش رو زده بود، كاش ما هم ياد ميگرفتيم روراستي رو به جاي گنده گوييهاي بيمورد و لقمه از پس گردن خوردنهاي روشنفكر نمايانه...

غزل

بالاخره اومدم هوررررررررررررررررررا [پلک] دوست داشتم شهرهای انتخابیتُ دلم واسه نوشتنُ خوندن تنگه...

ققنوس خیس

[گل]

نوشینه

ممنون این جا د رباره شاعر خوندم

ع ل ی ر ض ا

برخلاف اونچه بهنظر میرسه که، چین داره پیشرفت میکنه و باید همه اونجا راضی باشن، اینروزها اعتراضهایی هم توی چین شروع شده ـ ادامهی اعتراضهایی که منجربه مسائل میدان تیانامن شد. شعرهای این شاعر حالوهوای و بخش دیگهای از واقعیت جامعهی چین رو نشون میده.

منیره

در تنگنای خودمان به خودمان که میتوانیم بخندیم . از نخندیدن بهتر است . اوضاع خوب می شود .