این جهان دیگر

 

خشمم که فروکش می‌کند

ستاره‌های بهاری دوباره روشن می‌شوند

و باد برمی‌گردد

                 ریچارد رایت

بدونِ اطلاعِ خیلی‌ها، ریچارد رایت، رمان‌نویسِ مشهور، از هایکو برای تمرینِ بیداریِ تسلی‌بخش بهره گرفت تا سلامتیِ رو به زوالش به دلیلِ عوارضِ اسهالِ خونیِ آمیبی در یک سال‌و‌نیمِ آخرِ زندگی‌اش به سرانجام برسد. او بالغ بر چهارهزار هایکو از خود به یادگار گذاشت؛ شگفت‌آور است که قبل از آن یک هایکو هم ننوشته بود. در کافه‌های پاریس یا وقتی زمین‌گیر بود، هایکوها کمکش کردند تا به قولِ دخترش، "با این شعرها در تاریکیِ روزافزونْ روشنایی تنیده شود". در دهه‌ی 1950 که مراقبه مثلِ الان پرطرفدار نبود، رایت راهی پیدا کرد تا در فراز-و-نشیبِ بیماری‌اش، با عواطفِ منفیِ خشم و افسردگی‌اش کار کند، که گاه و بی‌گاه در خودمان یا دیگران با آن مواجهیم.

هایکو نوشتن که متضمنِ تمرکز برطبیعت است، کمک می‌کند که فرد از خودش بیرون بیاید و از چیزهایی که هست لذت ببرد. این هایکو به‌وضوح یادآور می‌شود که چطور دریافتش از طبیعت تیره و تار شده بود، و این‌که طبیعت تغییر نکرده، اما دریافتش وقتی توجه نشان داده تغییر کرده، و توانسته دوباره ستاره‌ها و باد و چیزهایی را که پیشِ چشمش بود ببیند.

Patricia Donegan

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

پ.ن: ریچارد رایت در 1908 در ایالت می‌سی‌سی‌پی به دنیا آمد و در 1960 در پاریس درگذشت. انتشارِ رمانِ پسر بومی‌‌ در 1940 به او شهرتِ جهانی بخشید. رایت در داستان‌هایش به مسائلِ سیاه‌پوستانِ آمریکا پرداخت و از اولین سخن‌گویانِ این قشر بود.

پ.ن 2: تیترْ عنوان کتابِ هایکوی رایت است.

/ 0 نظر / 35 بازدید