دو روایت از یار سفرکرده

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست، خدایا به سلامت دارش

                                                  حافظ

هرکس که بی‌رفیق موافق سفر کند

با خود هزار قافله تشویش می‌برد

                                           صائب

پ.ن: مضمون هردو مشترک است، اما تقریبا سه قرن فاصله دارند. این کجا و آن کجا! زمانه‌ی حافظ چندان با بعدش فرق نداشته. اما نکته سر این است که با یاری که سفر کرده چه باید کرد. کدامشان به دنیای ما نزدیک‌تر است؟

/ 9 نظر / 60 بازدید
مهدیه

انگار حافظ از زاویه ی کسی که یارش سفر کرده داره حرف می زنه و صائب از زاویه ی یاری که سفر کرده. نه؟

سامورایی

پرشین علاوه بر خرابکاری آرشیوها حالا دیگه نظرات رو هم ثبت نمیکنه!

سامورایی

سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه! این بیت معاصر با خوانندگی معین هم نشون میده که سفر بدون یار موافق پشیزی ارزش نداره و جز تشویش، دستاورد دیگه‌ای نداره. فکر کنم وصله به اون دوبیت یه جورایی [چشمک]

سامورایی

راستی رفتم بلاگ اسکای. لینکم رو اصلاح کنی ممنون میشم [گل]

میله بدون پرچم

سلام نه بگذار رفیقت سفر کنه! و نه خودت بدون اون برو سفر! البته این در مرحله مقدماتی است که شعرا چنین سفارشاتی می‌کنند[لبخند] اگر مطابق توصیه ایشان عمل شود این دو به هم خواهند چسبید و مدتی بعد (به احتمال بالای نود درصد) چنان با جان و دل بدون هم سفر بروند که بیا و ببین[نیشخند]

مجید مویدی

سلام بر درختِ عزیز خیلی وقت بودم نتونسته بودم اینجا کامنت بذارم. مدتی من نبودم، مدتی هم پرشین نبود :) ....... و اما بعد... انگار صائب میگه دل رو همرات داری در این صورت، اما با هزار تشویش، حافظ جان میگه اساسا" دیگه تو این شرایط دل همراه خودت نیست. من با صائب بیشتر هم نظرم درخت جان. + نگاه قشنگی کردی به دو تا بیت. لذت بردم. ممنون.

مهدیه

حالا فهمیدم منظورتون از تفاوت رو :)

سحر

به نظرم هردوشون خیلی خوب گفتند [دست]

مدادسیاه

من با این کجا و آن کجا موافقم و فکر می کنم مثل حافظ باید برای یار سفر کرده آرزوی سلامتی کرد.