در ستایش غلام‌حسین لطفی

جبر زمانه می‌تواند هنرمندی با نگاهی تر و تازه را به جایی برساند که فرقی با لوده نداشته باشد. غلام‌حسین لطفی یکی از افرادی است که قربانی شده. قربانیان کم نیستند. قبل و بعد از انقلاب ندارد. گلستان و بیضایی دو نمونه‌ش، که هرکدام، به‌نوعی، قربانی سیاست شدند.

فیلم نوآر ایرانی هم مختصات خودش را دارد و سرخ‌پوست‌ها یکی از همین کارهاست و اولین ساخته‌ی لطفی. شناختی ازش نداشتم. فیلم را که دیدم نظرم در مورد این مرد برگشت. جای خالی را پیدا کرده بود. موضوع فیلم کتک‌خورها و عشق فیلم‌هاست. سینما برایشان زندگی‌ است. شب‌ها خواب بت‌هایشان را می‌بینند و آرزویشان حضور در صحنه‌ی فیلم و  عکس انداختن با هنرمندهای محبوبشان است. خانه‌‌ی محقرشان را با عکس‌های کوچک و بزرگ بازیگران داخلی و خارجی آراسته‌اند. بهروز وثوقی، فردین، ناصر ملک‌مطیعی، ایرج قادری و از همه مهم‌تر، آقای بیک‌ایمانوردی ورد زبانشان است. از زن‌ها هم شورانگیز طباطبایی که تیتراژ هم با تصویر و نامه‌ای به او شروع می‌شود.

لطفی زده به خال. سرخ‌پوست‌ها حرف ندارد. بازیگران بی‌نظیرند. مجید مظفری و فنی‌زاده شاهکارند. شک ندارم که اگر کسی لطفی و توانایی‌هاش رو نمی‌شناخت، پشت و پناهش نمی‌شد. از آقای بیک گرفته تا نصرت کریمی و مرحوم پرویز فنی‌زاده.

راستی، سریال آیینه را یادتان هست؟ ذر برهوت تلویزیون دهه‌ی 60، همین کارگردان به شب‌هایمان رنگ و بو می‌داد. لطفی بود که می‌گفت زندگی شیرین می‌شود.

پ.ن: فیلم را در یوتیوب ببینید.

/ 13 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.

من که وقتی بعد از چند سال به کمک شبکه آی فیلم فهمیدم که کارگردان سریال آینه لطفی بوده واقعا احترامم نسبت بهش زیاد شد. واقعا عالی بوده تو اون شرایط کار کردن.

مجید مویدی

بله درخت جان! آینه رو دیدم. البته از پخشِ دهه شصتش چیزی تقریبا یادم نیست، اما چند سال قبل، از "آی فیلم" دیدمش. +هیچ وقت به اسمِ کارگردانش دقت نکرده بودم. ممنون که گفتی. راستش، احتمالا به خاطر همین قربانی شدن، من هیچ وقت دیدِ چندان با احترامی به لطفی نداشتم. دستِ او رو بازیگرِ خوبی در زمینه‎ی طنزِ تلوزیونی میدونستم. سعی میکنم فیلم رو گیر بیارم ببینم. ممنونم رفیق

مدادسیاه

سلام موضوع سرخپوست ها برایم آشناست اما مطمئن نیستم آنرا دیده باشم.

منیر

من از مهین شهابی سریال ایینه چقدر خوشم می اومد . اینقدر شیرین نقشها رو بازی میکرد که با اینکه بچه بودم وقتی نقش منفی هم بازی میکرد بازم دوسش داشتم . ... ولی همه لوده نمیشن . با همه جبر زمانه . چه حرف بیخودی زدم . اما پاکش نمی کنم .

نگین

مردی؟

زری ورپریده

این بدترین تعریفی است که میشه از یه نفر کرد. سریال آیینه؟! من هنو تازه بدنیا اومده بودم که پخش میشد[نیشخند] ولی چون باهوش بودم یادم هست که اگه کسی نگاه می کرد مسخره اش می کردن.

نیره

ممنون بابت معرفی

مژگان

درباره سیاهی لشکرها سینما کم نوشتندُ ساختند. + یا درباره بدل کارها + استاد مرحوم فنی زاده که یک هنرمند واقعی بودش، هنوزم وقتی دائی جان ناپلئونُ مش قاسمُ می بینی، دوست داری تا بلند بشیُ به احترامش دست بزنی. +درباره مجید مظفری زیاد دوستش ندارم. ولی لطفیُ رُ به عنوان کسی که طنز کار می کنه دوست دارم، ولی ایشونم خیلی شاهکار نیستش. + متاسفانه سرخپوست ها رُ ندیدم. درباره بیک ایمانوردی هم می تونم بگم، وقتی اسم فیلم فارسی می یادش، فردینُ بیکُ ناصر ملک مطیعی اینا، می یان توی یاد آدم. بهروز وثوقی رُ نگفتم چونکه اون یک اسطوره بازیگری هستش. ولی یاد همشون زنده می شه. + ازاین پستتون مچکرم

ali

سلام. از وبلاگت خیلی خوشم اومد اینو جدی میگم. وبلاگ من درباره ی روانشناسی رنگها است. خوشحال می شوم باهم تبادل لینک داشته باشیم. خدانگهدار دوست عزیز.