خوشه‌های نگون‌بختی

عرب‌ها در عالم ادبیات از ما خیلی جلوترند. شاعران و نویسندگانی دارند با شهرت جهانی که فهرست کردنشان چندان سخت نیست. یکی از آنها طاهر بن جلون، شاعر، نویسنده و مقاله‌نویس مراکشی‌تبار، است. او در ١٩٨٧ برای رمان شب قدر برنده‌ی جایزه‌ی گنکور شد و از میان اعراب نخستین نویسنده‌ای بود که این جایزه را می‌برد. در ١٩٧١ به فرانسه مهاجرت کرد و اکنون یکی از معروف‌ترین نویسندگان این کشور است. خوشه‌های نگون‌بختی اولین رمانی است که از او به فارسی ترجمه شده (صفیه روحی، نشر آبی، ١٣٧٩). عنوان کتاب برای ما که از اندوه فرار می‌کنیم گول‌زننده است. بن جلون در مصاحبه‌اش با "پاریس ریویو" (رویای نوشتن، ترجمه‌ی مژده دقیقی، جهان کتاب، ١٣٨٠) می‌گوید: "تصویر [سینما] مرا مسحور می‌کند...مهم آن است که داستانی به هم ببافید که تماشاگر آن را باور کند...این همان کاری است که من سعی می‌کنم در کتاب‌هایم انجام دهم." راوی داستان زنی مهاجر و الجزایری است که از یک طرف، با نژادپرستی فرانسویان روبه‌روست و از طرف دیگر، با سنت‌ها و باورهای هم‌نوعانش کلنجار می‌رود که باعث می‌شود روزگارشان از چیزی که هست سیاه‌تر شود. اما خوشه‌های نگون‌بختی شخصیت‌های فرعی متعددی دارد که تک‌تک‌شان هم داستان را پیش می‌برند، هم دنیای پیرامون راوی را برجسته‌سازی می‌کنند. داستان خوش‌‌‌‌ساخت و جذاب و پرمحتواست. بن جلون مثل قصه‌گوهای مراکشی داستان‌سرایی می‌کند. کارش انگار خصلتی شفاهی دارد که بی‌شباهت به هزار و یک‌شب نیست. این‌جا هم هدف از داستان‌سرایی چیزی غیر از زنده ماندن و زندگی کردن نیست، با این تفاوت که همه چیز کاملا واقع‌بینانه روایت می‌شود.

(چاپ ‌شده در "آزما"، شماره‌ی ۶۵، خرداد ٨٨)

/ 3 نظر / 6 بازدید
محمد سرابی

اسم طاهر بن جلون را خیلی وقت پیش شنیدم دقیقا با همین عنوان نویسنده مهاجر بین المللی.ولی در مورد فرار از اندوه فکر میکنم در بین ما تعداد کسانی که به سراغ اندوه میروند خیلی کم نیست

شکوفه

سلام من چند سال پیش خواب این اسم را دیدم. فکر نمی کردم زنده باشد یا نویسنده باشد و... چون در خواب اسم امامزاده ای بود با درخت های بلند و تپه های کوچک و بزرگ. اسمش را که در بسیاری کتابهای مرجع گشتم و پیدا نکردن به اینترنت مراجعه کردم و بعد دوکتاب چشمانش و کازابلانکا را خواندم. برایم جالب است که روح چه بازی هایی با آدم می کند...

نیکادل

سلاااااااام علیکم درخت ابدی . دیگه لازم نیست که نظراتمون رو از وبلاگ میله کول کنیم بیاریم اینجا دیگه [سوال] اما خداییش این نشر چشمه حرف نداره [نیشخند]