سر و صدا

می‌دانم در اتاقم تنهام. می‌دانم در دنیا تنهام. ترسی از تنهایی ندارم. اما تنهایی به این معنی نیست که نمی‌دانم دنیا تا کجا ادامه پیدا می‌کند. چارده‌ساله‌ام. اما سرو صدا را می‌شنوم.

سر و صدایی که می‌شنوم شاید صدای قلب من است. همیشه نامنظم است. جردن. نا‌پدری‌ام. صدایش را از اتاقشان می‌شنوم. گوش‌هایم را می‌گیرم، اما هنوز صدای ترس را می‌شنوم. ترس را همان‌طور که بو می‌کنم، می‌توانم ببینم و بشنوم. از صدای گریه و زاری، کتک‌کاری، و خواهش و تمنا دلم می‌خواهد جایی پناه ببرم. امیدوارم راست بگوید. مادرم پشت و پناه من است. ازش کمک نمی‌خواهم، چون منم می‌ترسم. دیگر تحمل نمی‌کنم، چشم‌هام را می‌بندم و ذهنم از فکر فرار، مثل گهواره راحت نیست. اتاق را صدای ترس پر می‌کند. فکر می‌کنم مادران می‌ترسند، اما واقعیت این است که خودم می‌ترسم. ترس‌ها را می‌شنوم، که می‌توانند اشتباه باشند. دیگر نمی‌توانم این سر و صدا را تحمل کنم. حس می‌کنم اشک صورتم را پوشانده. درهم‌ می‌شکنم. سعی می‌کنم از سر و صدا جلو بزنم که مداوم است، مثل آبی که دنبال موج می‌آید وقتی به ساحل می‌خورد. همچنان فرار می‌کنم، اما نمی‌دانم به کجا. می‌ایستم. در اتاقم. غرق افکارم. بعد متوجه می‌شوم که سر و صدا آرام‌تر می‌شود، انگار که در خاطرات گذشته‌ام محو شده باشم.

پ.ن: کسی که این متن رو نوشته اسم مستعار گذاشته. فقط معلومه که آمریکاییه. 

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

/ 16 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميله بدون پرچم

كاربرد "اما" در متن جالب بود. كار حرفه اي بود.

سامورایی

درود بر درخت به خاطر ترجمه‌ی روانی که انجام دادی. ترس مادران فقط به خاطر فرزند است و بس!

مجید مویدی

یادِ تک گوییِ طولانیِ شخصیتِ عقب‎افتاده‎ی ذهنی رمانِ شهر شیشه‎ای "پل آستر" افتادم.... ممنونم از ترجمه‏‎ت درخت جان

m m

سلام + منم بعضی وقتها ترجمه می کنم، ولی نه حرفه یی، بیشتر نقد فیلم هایی که به زبان اصلی هستندُ جایی نیست ُ برای خودم ترجمه می کنم تا بهتر بخونم. + ولی نمی دونم وقتی یک متن ادبی مثل اینُ که شما ترجمه کردید، ترجمه می کنیم، دخالت مترجم چقدر اجازه داره تا توش باشه؟ + می دونم نباید دخالت به متن اصلی لطمه بزنه ولی چونکه بعضی از کلمات هستند که معنی درستش در زبان فارسی، زیاد قشنگ نیستش، یا می تونیم گزینه بهتری براش داشته باشیم. منظورم این هستش برای یک ترجمه خوب، وفاداری به متن اصلی چقدر لازم هستش؟

کتایون؟

سعی میکنم از سر و صدا جلو بزنم [گل]

ملا کورو غازی

[گل]

سحر

1. می شه از تنهایی ننرسید به شرط آنکه جایی به پایان برسد، اما اگر ابدی باشد ، چه؟ 2. راوی جوهره ی ترس را خیلی خوب توصیف کرده است.

مکث

دارم فکر می کنم بوی ترس چجوریه

اکرم

هیچ بچه‌ای نباید با چنین حس کشنده‌ای مواجه شود. دردناک است.

لادن

چه توصیف خوبی از ترس داره باهاش میشه ترس رو حس کرد