ابیانه

چارده سالِ پیش رفته بودم ابیانه. حالا می‌فهمم که چه‌قدر تصورم از اون‌جا مخدوش بوده. یادمه اون وقت‌ها که چارچوبِ پنجره‌ها آبی بود، می‌گفتن که اهالی با این رنگْ پشه‌ها رو از خودشون دور می‌کنن. حالا چارچوب‌ها قهوه‌ایه. لابد حساسیتِ پشه‌ها به رنگ عوض شده. هروقت پای دورانِ باستان میاد وسط، انواع و اقسامِ خزعبلاتِ ملی و ظاهرا علمی خودی نشون می‌دن تا بگن خردِ باستان چیزی از الان کم نداشته. اما آخرشم نفهمیدیم که سابقه‌ی این روستا به 1500 سال می‌رسه یا 2500سال. افسانه‌های موجودْ مشکلِ تاریخی دارن. سیر و سیاحت در روستا نشون می‌ده که غیر از زیرطاقیِ سنگیِ آتشکده و درهایی کهنه که نهایتش مالِ دوره‌ی قاجاره و البته، زبانِ اهالیِ روستا نشونه‌ی دیگه‌ای از قدمتش نمی‌شه دید.

ابیانه روستای قشنگیه، ولی زیبایی‌ش فقط ظاهریه. باید توش بگردی تا از کوچه‌پس‌کوچه‌هاش بفهمی بازسازی یعنی چی. فقط ظاهرش رو درست کردن، اونم توی مسیرهای اصلی.  هی دوستمون می‌گفت این‌جا به نظرم مصنوعی میاد و ما می‌گفتیم انقدر روستای بدمنظر دیدیم عادت کردیم و یه جایِ شکیل و خوش‌آب-و-رنگ و چشم‌نواز هم می‌بینیم، غر می‌زنیم. اما درست می‌گفت. با این حال، از معماری زیبای خونه‌ها و سطل‌های چوبی زباله که نمای قشنگ و خوش‌فرمی دارن نباید چشم‌پوشی کرد. اما افسوس که به خاطرِ بی‌ذوقی و بدسلیقگیِ دست‌اندرکاران، یه روستای گردشگری که می‌تونه طبیعی و  نشونه‌ی کمال زیبایی باشه، یک‌دست نیست. مثِ هرجایِ دیگه‌ای کابل زیاد می‌بینی. تازه علمک‌های گاز هم به عناصرِ بصریِ مزاحم اضافه شده که خیلی راحت، درِ خونه‌ها رو از ریخت می‌ندازه. توی کوچه‌ها جاهای مخروبه هم کم نیست.

ابیانه اسمِ باستانی‌‌ش ویوناس. پیرزن‌ها با لباس‌‌هاشون جلبِ توجه می‌کنن و پول می‌گیرن تا اجازه‌ی عکس گرفتن بدن. مردهاشون طفلکی همون چیزی رو می‌پوشن که همیشه می‌پوشیدن. متاسفانه عکسی ازشون ندارم. اما یه بار دزدکی از بین دو درخت خواستم از یه پیرزن عکس بگیرم که بلافاصله عکس‌العمل نشون داد و جاش رو عوض کرد. منم بعدش ازش عکس گرفتم.

ابیانه رو می‌شه به بازاری تشبیه کرد که غرفه‌هاش خونه‌های دربسته و چشم‌انداز و طبیعت قشنگشه. بازدیدکننده‌ی خارجی هم کم نداره، اما اکثرا پیر و پاتال که لابد همه‌جا رو دیدن و یه شب با خودشون فکر کردن حالا یه سر هم به ایران و ابیانه بزنیم. گردشگریِ ما یه همچین حالتی داره.

پ.ن: دیشب، اشتباهی، دکمه‌ی ارسال رو زدم و موقعی متوجهش شدم که کار از کار گذشته بود. از دوستانی که متن چرک‌نویس رو خووندن عذر می‌خوام.

/ 23 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.

ینی فرق چرک نویس و پارک نویست چیه [نیشخند] اعراب میزاری؟ بدون اونا جور دیگه ای هم میشه خوند ؟[خرخون]

آنا

با این که گفتی پیرزناش پول می گیرن واسه عکس ناامید شدم

سامورایی

هم قشنگه هم دوس داشتنی با آب و هوای عالی. ولی این که میگی وسایل شهری واردش شدن (مثل همون علمکهای گاز) یه چیز اجتناب ناپذیره و اونا هم حق استفاده از گاز و برق رو دارن ولی کاش به یه شکل دیگه این چیزا رو براشون تعبیه میکردن که اینقدر جلوی چشم نباشن که بزنن توی ذوق بیننده. روستای کندوان هم همین شکلیه. از دور خیلی قشنگه ولی وقتی واردش میشی و اون همه کابل برق رو لابلای خونه ها میبینی حالت بد میشه!

رها از چارچوب ها

گاهی باید تن به بی دقتی داد تا لذت میهمان دلت شود. بعله درخت جان. سرجمع من ابیانه را دوست دارم وگرنه هرجا که پا میگذاری سمبل کاری و بی سلیقه گی غوغا می کند.

لادن

دلم خواست برم ابیانه

رضوانی

دو یا سه بار رفتم و چندان جذبش نشدم.فقط از یه کوچه باغش خوشم اومد چون واقعن بکر بود و زیبا.

ندنیک

سفر ب خیر و خوشی. چ مدت بودین؟

فرزانه

سلام من اولين باري که رفتم ابيانه با خودم گفتم کار کار رسانه هاست من خيلي روستاهاي قشنگ تر از اين هم ديده ام پس چرا هيچکي اسم اونا رو نمي دونه و نمي شناسه البته ابيانه قشنگ است ولي نه آنقدري که در موردش اغراق مي شود.

.

غلط های من رو هم شمردی :) من کلا خیلی غلط میکنم! اما این بار برای جور در اومدن قافیه بود. اعراب حال ادم رو بد میکنه. گفته باشم

هیخه

درخت ابدی عزیز،سلام! در انتهای پستت نوشته ای: "دیشب، اشتباهی، دکمه‌ی ارسال رو زدم و موقعی متوجهش شدم که کار از کار گذشته بود. از دوستانی که متن چرک‌نویس رو خووندن عذر می‌خوام." دلم شکست. با خودم گفتم ببین چقدر رعایت املای صحیح و متن ویراسته در نگارش زبان فارسی مهم است که کسی بخاطرش از خوانندگان معدودش بخاطر سهو ی که شاید در املا یا دستور متن کوچکی داشته معذرتخواهی میکند؛ اما در اینسو زبان ما ترکان در ایران بقدری مهجور مانده است که نه فقط در نگارشش و رعایت املا و دستور زبانش تقریبا همگی مشکل داریم ، بلکه در مرحله تکلم صحیح و فصیح به زبان ترکی هم درمانده ایم، اما کسی نیست از ما بخاطر این بلای فرهنگی عظیمی که کلیت حاکمیت ایران در 90 سال اخیر بدان مبتلایمان کرده ، کوچکترین معذرتخواهی بکند. یا مثلا حتی ژستش را بگیرد و بگوید: بله! ما هم بخاطر ظلم فرهنگی که به شما میلیونها انسان در این کشور شده و بقدری عمیق بوده و هست که حتی اغلب خودتان هم متوجهش نیستید ، بجای حاکمیت جهان سومی 90 سال اخیر،بجای تئوری سازان سیاست پیشه ای که به دلایل امنیتی ،از آغاز قرن چهاردهم شمسی تئوریهای تاریخی برایتان ساختند و پرداخت