نُه هایکو از وینسنت تریپی

هرجا اولین بار

نگاهی به کوه می‌اندازم

صدای آبشار می‌آید

 

بینِ سیب‌ها

بینِ درختانِ سیب

بینِ ارکیده‌ها

 

زنگوله‌های گاو

چشم‌اندازِ چراگاه

هرگز یکسان نیست

 

یک ابر با من

از پلِ سرپوشیده

 

پرِ جغد

بر کفِ دستم

حسِ مهتاب

 

از ماهِ زمستانی

چه می‌تواند بگوید

با دهانی پر از سیب‌زمینی؟

 

ماهِ سفید

سایه‌ی آدم‌برفی

ناپدید

 

خورشید و ماه و ستاره‌ها

و دنیایی کوچک

برای خودم

 

در شبِ جنگل

دنیا را گم می‌کنند

تا خودشان را پیدا کنند

Vincent Tripi/1941-present

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

/ 13 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلو

خیلی هایکو را نمی‌فهمم البتّه مثلِ خیلی چیزهای دیگر!

مهرگان

این یکی کمی ذهن ژاپنی لازم داشت. :)

تبسم

فقط هایکوی پنجم رو حس نکردم، ولی بقیه حسی دوست داشتنی بهم دادند ، یکبار همه رو خوندم وچند باری دونه به دونه همراه با مزه کردن، مثل همیشه مرسی درخت عزیز.

مدادسیاه

سلام نمی دانم با تعاریف متداول، قطعاتی مثل چهارم و آخر هایکو هستند یا نه؟ هرچه هست ترجمه ها مثل همیشه خوبند.

اکرم

سلام اگه ممکنه یه تعریف کوتاه وساده از هایکو بنویسین ! ممنون

یعقوب جان

چه قدر دیر بعضی چیزها را پیدا میکنم. اینجا را مثلا...

ماهی

غیر از دومی و چهارمی می تونم بگم بقیه رو با تمام وجود حس کردم، ترجمه ها عالی بودن و بی نهایت ملموس.

زری ورپریده

شعر فقط یک مفهوم نیست. یا شاید مفهومی است که فقط در همان قالب قابل بیان است.

رضوانی

ز معدود هایکوهایی بود که به نظرم از منظر طبیعت گرایانه واقعن هایکو بود.