گربه‌ها...

گربه‌ها

دنبال هم می‌روند و

به دنبال لب‌هایت

موهایت را کنار می‌زنم

چشم‌هایت

جای دیگری را نگاه می‌کنند

                                   (94/4/3)

/ 9 نظر / 54 بازدید
سحر

گاهی اوقات که این عاشقانه های ساده ی نرودا یا نزار قبانی یا بقیه را می خوانم به خودم می گویم گفتن اینها که کاری ندارد. اما بعد که بیشتر فکر می کنم به این نتیجه می رسم که حس و حال شاعر و نوع چینش کلمات است که به آن اشعار خاص رنگ می دهد و برای ما دلنشین شان می کند. از همه بدتر که با آن همه سادگی خودم نمی توانم مثل شان بگویم!!! این شعرت مرا به یاد یکی از آن عاشقانه های ساده ی دلنشین انداخت، درخت !

دارچین

عاشقیت مبارک درخت عزیز وخوش به حال معشوق تو.

مدادسیاه

سلام درخت جان (به قول سحر) عاشقانه ساده دلنشینت، عاشقانه و زیبا و دلنشین است. جهت اطلاعت به دلیل مشکلات بلاگفا موقتأ در این نشانی خواهم نوشت: http://frnouri.blogsky.com/

مژگان

سلام + شما اشعارتون خیلی تصویریُ پر احساس هستش+ مچکرم [لبخند]

مجید مویدی

خیال می‎کنم "او"، همیشه چشم هاش جای دیگه رو نگاه میکنن. درست مثلِ دو تا گربه که دنبال هم هستن. مرسی درخت جان. من قبلی رو هنوز بیشتر از این دوست دارم

زری ورپریده

الان دیگه من روم نمیشه بگم اصلن خوشم نیومد[خجالت]

منیر

من هیچ وقت به معشوق آدم های کم حرف نمی گویم خوش بحالت [نیشخند] خوش باشی [لبخند]