به قول ایوان کلیما


  • اگر خاطراتمان را گم کنیم٬ خودمان را گم کرده‌ایم. فراموشی یکی از نشانه‌های مرگ است. بدونِ داشتنِ خاطره به بشریت خاتمه می‌دهیم./سخن‌رانی در کنفرانسِ لاهتی در فنلاند٬ 1990
  • اکثرِ مردم نمی‌توانند تصور کنند زندگی چیزی است متفاوت با آنچه زندگی می‌کنند. رویایش را می‌توانند ببینند٬ حتا می‌توانند خیابان بروند و تظاهرات کنند٬ اما هم‌چنان نمی‌توانند تصورکنند چه می‌خواستند./ در انتظار تاریکی٬ در انتظار روشنایی
  • عشقِ تحقق‌یافته به مرگ نزدیک است./ عشق و آشغال
  • ایمان آرزویی بود که وانمود می‌شد اعتقادی راسخ است./ در انتظار تاریکی٬ در انتظار روشنایی
  • ویرانگری آسان‌تر از ساختن است و برای همین٬ بیش‌ترِ مردم آماده‌اند برای آن‌چه رد می‌کنند تظاهرات کنند. اما اگر از کسی بپرسی چرا٬ حرفی ندارد بزند./ عشق و آشغال
  • ترس لمسِ مرگ است و مرگ وجودش را یادآور می‌شود./ در انتظار تاریکی٬ در انتظار روشنایی
  • در کل٬ به قدرتِ عجیبِ ادبیات و تخیلِ بشر تحقق بخشیدم: زنده را میراندم و مرده را زنده کردم./ عشق و آشغال

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

/ 13 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدادسیاه

سلام از کلیما فقط در انتظار تاریکی، در انتظار روشنایی را خوانده ام . جملات انتخابی جالب اند و بعضی شان قابل بحث اند. به خصوص جمله چهارم (ویرانگری آسان تر از خلق است...)که حاوی سه حکم است که خیلی ارتباطی با همدیگر ندارند. به نظرم ویران گری را باید در مقابل ساختن به کار برد و نه در مقابل خلق کردن. مقابل خلق کردن، نابود کردن است.

زری ورپریده

چرا اینقدر پراکنده؟ ضمن اینکه این جمله ی آخر !؟ فعل میراندن یه کم عجیبه. جمله های دیگه هم گنگ هستن.

نیلو

برخی را قبول داشتم و برخی را نه. با این جمله «عشقِ تحقّق‌نیافته به مرگ نزدیک است» هم یادِ فیلمِ «عشق سردتر از مرگ است» افتادم.

زرى

بايد اعتراف كنم كه تا حالا چيزى از كليما نخوندم ، اين مطلب باعث شد با اين نويسنده آشنا بشم، مى خوام با روح پراگ شروع كنم.

آنا

سلام روح پراگ بی نظیر بودحتما این دو کتاب هم بی نظیرن ارتباط فراموشی خاطره و گم شدن و مرگ بی نظبر بود این هفته حتما هر دو کتاب رو می خرم

قناری معدن

فراموشی یکی از نشانه های مرگ است...گاهی آلزایمر می شود آرزو وقتی به یاد آوردن بعضی چیزها برایت عین مرگ است

زیژخکِ دیوانه

همیشه ترجمه هایت می چسبد، ایوان کلیما هم که باشد دیگر بیشتر

ميله بدون پرچم

سلام هر كدام ايستگاهي است...

پینه دوز

هوووم... چه خوب هستن[متفکر]

آبی

امروز روز آلزلیمر است بچه ها . چه دنیایی است روزی که پدر و مادرهایمان هم چیز را فراموش میکنند البته نه همه پدر و مادرها بعضی از عزیزانمان . چه خوب است حال آنکه آنها فراموش کرداهند ما فراموش نکنیم که پدر و مادرمان چقدر برای ما زحمت کشیده اند و قدر تمام زحمت های آنان را بدانیم . پس روز آلزایمر همه به دیدار پدر و مادرهایمان برویم و از آنها هر چقدر کوچک هم شده قدر دانی کنیم . درخت جان با نظرم موافق هستی؟