پرنده‌ی زندانی

پرنده‌ی آزاد

بر پشتِ باد می‌پرد و

در مسیرِ آب جاری می‌شود

تا جریانِ هوا پایان گیرد و

بال‌هایش را

در پرتوهای خورشیدِ نارنجی

بالا و پایین کند و

آسمان را بخواهد

 

اما پرنده‌ای

که در قفسِ تنگش راه می‌رود

گاهی می‌داند

میله‌های فغانش

بال‌هایش را چیده‌اند و

پاهایش را بسته

پس گلویش را آماده‌ی آواز می‌کند

 

پرنده‌ی زندانی آواز می‌خواند

با چهچهِ ترسناکِ ناشناخته‌ها و

آرزوی آرامش

و صدایش

تا تپه‌ی دوردست شنیده می‌شود

چون پرنده‌ی زندانی

از آزادی می‌خواند

 

پرنده‌ی آزاد

به نسیمی دیگر می‌اندیشد و

دادوستد

آرام پیچ می‌خورد لابه‌لای درختانِ دردمند

_ و کرم‌های چاق

چشم‌انتظارِ چمنزارِ روشنِ صبحگاهی_

و او خود را آسمان می‌نامد

اما پرنده‌ی زندانی

برگورِ رویاها می‌ایستد

سایه‌اش بر سرِ جیغِ کابوس فریاد می‌کشد

بال‌هایش چیده‌اند و پاهایش بسته

پس گلویش را آماده‌ی آواز می‌کند

 

پرنده‌ی زندانی آواز می‌خواند

با چهچهِ ترسناکِ ناشناخته‌ها و

آرزوی آرامش

و صدایش

تا تپه‌ی دوردست شنیده می‌شود

چون پرنده‌ی زندانی

از آزادی می‌خواند

                    مایا آنجلو، ١٩٨٣

پ.ن: متن اصلی شعر

/ 25 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیسودا

آواز پرنده زندانی عمیق تر است. و فریادش غمگین تر[گل]

نیک ناز

من میتونم یه ترجمه از این شعر بیارم؟

آرتا

سال نو شما هم مبارک همسایه

ivalyosha

مرسی بابت لینک و توضیحات ای بابا!کی می تونه ادعا کنه تاویل خاصی چقدر درسته؟! راستش من انگلیسیم تعریفی نداره. اون مختصری هم که بلدم انگلیسی صاف و ساده ست نه ادبی. ولی جسارتا، انتقادی دارم به ترجمه تون: he names the sky his own ترجمه ی شما: او خود را آسمان می‌نامد ولی دوست عزیز من فکر می کنم در اینجا name به معنای to call به کار رفته،مثل جمله ی ساده ی (You need a home to call your own=تو نیاز به خانه ای داری که مال خودت باشه) یک قرینه ی محتوایی در تایید ادعای من چند سطر بالاتر است که شاعر میگه:"and [he] dares to claim the sky"(=و او جرات می کند آسمان را طلب کند یا او آنقدر دلیر است که آسمان را از آن خود می داند) ترجمه پیشنهادی: او نام خودش را بر آسمان می زند/ او آسمان را فقط از آن خودش می داند. لطفا بی باکی مرا حمل بر گستاخی نفرمایید.

طنز اسپرسو

سال نوی شما نیز مبارک ایام به کام قلمتان سبز[گل]

مشیانه

ببین درخت جونم شعر خیلی قشنگی بود. و تفکری که پشت کلمات هست آدمو تحت تاثیر قرار میده. اما راستش من با این فلسفه زیاد حال نمیکنم. می دونی مثل چی میمونه؟ مثل تکریم کردن ضعفا. خب پرنده زندانی می خونه. اما نهایتا زندانیه. اگه آزاد بشه جز اینکه مثل اون پرنده آزاد رفتار کنه کار دیگه داره به نظرت؟ من که فکر نمیکنم. راستش این روزا اونقدر گیج می زنم که ....

مجموع پریشانی

مرسی از شعر قشنگت عنوان لینک رو هم اگر عوض کنی ممنون میشم [لبخند]

علیرضا

شعر زیبا و انتخاب خیلی خوبی بوده. یک جایی برای من کمی گنگ بود: سایهاش بر سر جیغ کابوس فریاد میکشد؛ منظور از جیغ کابوس چیست؟

هومن

عجب شعر زیبایی. برام نخونده بودیش. موفق باشی و به دوستیت افتخار می‌کنم.

مهدی مهر

میخواستم تشکر کنم از شما ... بابت این شعرها و متن های زیبایی که گذاشتید ... ممنون ... و موفق باشید و به راه ...