موسیقی سگی

بین سگ‌ها هم شنونده و خواننده هست

سگِ گنده‌ام خیلی دقیق با من می‌خوانْد

لب‌های مواجش را غنچه می‌کرد

با صداهایی کوتاه و فروخورده شروع می‌کرد، مثلِ کالترِین به فکر می‌رفت

بعد با قدرت و طنین جواب می‌داد

نفسی عمیق می‌کشید تا ادامه دهد-

[علامتِ] ذوق و شوقش به فرمِ بی‌نقص-

با من فقط به خاطرِ هنرِ سگ‌ها می‌خوانْد

چند تا آوازِ کامل را همراهی کردیم:

ابرِ جادویی، نعیمه، ماهیِ قزل‌آلا، رُزاریِ من، پِردیدو

استادِ بزرگی بود و جوان‌مرگ شد

با اندوهی دائمی تنهایم گذاشت

استعدادش را فقط معدودی درک کردند

 

حالا سگِ کوچولویی دارم که آواز نمی‌خواند

اما با بصیرت گوش می‌دهد

از صدای زیرم مهارت و روح می‌خواهد

اسمش را به آواز می‌خوانم و کلامی عاشقانه‌

آندانته، کُن بریو، ویواچه، آداجیو [=نرم و آرام، آتشین، تند و پرشتاب، ملایم]

گاهی قدری جابه‌جا می‌شود

پنجه‌اش را آن طرفِ پوزه‌اش می‌گذارد

چشم‌هایش را می‌بندد و آه می‌کشد

مثل دختری که سال‌ها پیش

با او بودم و با هم می‌رقصیدیم

 

اما من مدعیِ موسیقیِ سگی هستم

آهنگ‌های واقعی

فقط از تالارهای سرخ و پرمایه‌ی قلبِ سگی بلند می‌شود

ملودی‌هایی که وقتی ماه آن بالاست بهتر است

شنونده‌ها و خواننده‌ها

با هم یا جدا از هم

ورای دوستی و دشمنی

دور از هر آدمِ شیادی:

ترانه‌های شب‌های بلند

تا نورِ ستاره‌ها بالا می‌رود

آوازِ استخوان‌ها، سِنده‌ها

پیروزی‌ها، شکارها، افسون‌ها، رتبه‌ها

چیزهایی که سالیانِ سال قبل از تولدِ ما برقرار بود

 

Paul Zimmer/ 1934-present

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

/ 22 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی نادری نژاد

با سلام اینگونه نگاه کردن نتیجه عاشقانه نگته کردن به طبیعت است. به عبارت دیگر دیدن نیمه پر لیوان....

رامک

2. من دو بار با فاصلۀ زمانی نسبتا طولانی از روی شعر خواندم و هر بار ذهنم می خواند "باصدایی" و چشمم می دید "باصداهایی" برای همن به اون "ها" گیر دادم 3. الان معلوم شد که چی می خواد بگه. فقط بی زحمت اون خط تیرۀ آخر سطر ششم را بگذارید اول سطر هفتم [لبخند]

منیره

چه حس و حال جالب و غریبی داشت. سعی میکنم زین پس در احوالات سگ صاحبان بصیرت بیشتری به خرج بدم بلکه کمتر سگهاشون دندون قروچه کنن برام . ممنون

سبا

"آهنگ‌های واقعی فقط از تالارهای سرخ و پرمایه‌ی قلبِ سگی بلند می‌شود" انگار من به اصلاح شده اش رسيدم. خوf بود. ياد ترجمه هاي كسي افتادم اما كي شو يادم نمياد... شعرش نگاه جالبي داشت. .

Juno

الان شعرو به انگلیسی خوندم. ترجمه ت رو دوست دارم، روونه و لحن شاعرو خوب در آوردی. چند تا اختلاف سلیقه داریم که طبیعیه چون نمیشه اختلاف سلیقه وجود نداشته باشه. راستی به نظر من کلمه "روح" گاز نمیگیره و تو جمله ت خوب می شینه.

منیره

من طرفش نمیرم که... باباش بلیط میخره براش.. میاره ش تو قطار . میشینه کنار من ... بیشعور خیلی زود میفهمه ازش خوشم نمیاد [اضطراب]

سفينه ي غزل

[گل]

خط سوم

اما من مدعیِ موسیقیِ سگی هستم آهنگ‌های واقعی فقط از تالارهای سرخ و پرمایه‌ی قلبِ سگی بلند می‌شود ملودی‌هایی که وقتی ماه آن بالاست بهتر است جولی اگر چه آواز نمیخوند اما وقتی من دوساله بودم توی پارک یه عروسک که از دست یه بچه گرفته بوده رو برام تحفه میاره [چشمک]

خط سوم

اینجا حرف از سگ خونگی بود دیگه! جولی که عمه زاده نمیتونه باشه با توجه به نوشته شما تو این پست