کنار جاده‌ی خشک...

کنار جاده‌ی خشک

به تماشای دره‌ی سرسبز می‌ایستیم

رود و آبشار در ماست

و درختان پرمیوه

دور از دست

در حسرت بهشت

دست بر شانه‌ات می‌گذارم و

راه می‌افتیم

 

14/تیر/96

/ 5 نظر / 24 بازدید
سحر

اینجا چرا اینجوری شده درخت؟! چرا همش مطالب قبلیه؟!!![متفکر] به نظرم این شعرت رو قبلا خونده بودم، یا شاید هم اشتباه می کنم؛ این روزها دو تا کتاب پونصد صفحه ای افتاده سرم و همش فکر می کنم یک قدم با جنون فاصله دارم [کلافه] در هر صورت این شعرو دوست دارم؛ بهشت رویای خوبیه!

میله بدون پرچم

سلام درخت جان [گل]

مهرداد

سلام رنگ و بویش از تعطیلی میگفت. خدارو شکر که تعطیل نیست من از اینجا خاطرات فراوان دارم .و خوشحالم که ادامه میدهی. فقط نمیدونم چرا برام همه پستا عجیبه . مدت زمان زیادی نیست که سر نزدم ااما اینجا چه خبره معلوم نیست و پست های اخیری که در ذهنم هست که اینجا خوندم رو پیدا نمیکنم.