دل‌خوریِ روز

نه

از آن رود

درختی از آتش

می‌روید

باد و طوفان می‌شود

زمین و آسمان می‌شود

به صدای پرنده‌ای

آرام می‌گیرد

و خورشید

غروب می‌کند

طبیعتِ بی‌جان

منم

        (٢٣/ اردیبهشت/٨٣)

پ.ن: عنوان این شعر اسمِ یکی از تابلوهای رنه مگریت، نقاش سوررئالیست، است.

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برزین

سلام شعر زیبایی است به سبک شعرهایی است که فضای سیاسی دهه چهل کشور را به تصویر کشیدند

نیلو

جمله معروف رنه مگریت برای این شعر شما : «معنی اين چيست؟ هيچ معنايی ندارد زيرا رمزالودگی هم فارغ از معناست. غيرقابل درک است.»

غزل

طبیعت ِ بی جان تویی ... نه گمان نکنم ! [لبخند]

ميله بدون پرچم

آری از همان رود کوهی از سکوت استوار می شود زمزمه باد ناز ستاره و حرکت می کند به صدای پرنده ای طلوع خورشید نیمه پنهان منم ............ سلام ... ببخشید

ع ل ی ر ض ا

تصاویر سورئالیستی است و روندش (شروع ـ اوج ـ پایان) یک روند کلاسیک. در کنار عنوان به چیزهای دیگری هم میرسیم؛ اتفاقی که دائم میافتد.

نيرواناي گمراه

خب دیگه، اين ماييم، انسان اشرف مخلوقات!!! پرمدعا كه فكر ميكند تمام جهان را براي خاطر گل روي او خلق كرده اند، تا جايي كه حتي در متون مذهبيمان هم داريم: «لو لاك لمن خلقت الافلاك» (اشاره به آيه اي از قرآن درمورد محمد كه ميگويد اگر تو نبودي جهان را خلق نميكردم!!!)