هیچ گلی ماندگار نیست

هیچ گلی ماندگار نیست

هنوز هم آدم‌ها دمِ مرگ افسوس می‌خورند

گلِِ صدتومانیِ سرخ

ادیت شیفِرت

حقیقتِ راه-و-رسمِ طبیعتْ گرم و خوشایند نیست؛ بیش‌تر، خنثا و حتا خشن است. کسی که تابه‌حال در "طبیعتِ وحشی" سِیر کرده باشد بلافاصله این نکته را درمی‌یابد؛ یا کسی که در بلایای طبیعی نظیر سیل یا زمین‌لرزه گرفتار شده طبیعتِ طبیعتِ پیش‌بینی‌ناپذیر و بی‌طرف را خوب می‌شناسد. حقیقتِ دیگرِ طبیعت این است که در عینِ حال، می‌تواند کاملا هولناک، آسیب‌پذیر و زیبا یاشد. زیباییِ گل برای ما درست نشده است: عطر و رنگ و شکلش بقایای گونه‌ی خودش است. نمونه‌ی بارزِ آن "گلِ اولیه"ی فرضی است که اخیرا در فسیلی سنگی در جنوبِ چین پیدا شده؛ "هنرِ آفرینش" از 130میلیون سالِ پیش. گیاه‌شناسان می‌گویند که شکل‌گیریِ گل‌برگ‌های زیبای گل و هرچه صورتِ آغازینِ گیاهِ گل‌دار بوده بازمانده‌ی به‌تری برای نسلِ روبه‌زوالِ بعدی است. با این اوصاف، حقیقتِ طبیعتْ دگرگونی و ناپایداریِ ساده‌ای است. ما آدم‌ها می‌دانیم که "هیچ گلی ماندگار نیست"، اما معمولا افسوسش را می‌خوریم ـ و همچنان، شاعری که این هایکو را در دهه‌ی 80 زندگی‌اش نوشت این ناپایداری را قبول کرده است، شاید به‌مثابه‌ی تائوئیست یا بودیست یا یک گل ـ و چیزی باقی نمی‌ماند، مگر حضور در طبیعت و قدردانی از راه-ورسمِ طبیعت. 

patricia Donegan

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

/ 17 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.

درخت ابدی که همیشه می مونه [گریه]

ندنیک

ی جور دهن کجی به طبیعت بود.

آسمان

[گل] زیبا بود ممنون درخت ابدی جان[گل]

مدادسیاه

جمله ی پایانی متن، شعر سهراب را برایم تداعی کرد که « کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ/کار ما شاید این است/ که در افسون گل سرخ شناور باشیم»

رها از چارچوب ها

این صفات متناقض لازمه ی تداوم بقاست، چه برای آدمی و چه برای طبیعت، افسوس خوردن برای گلی که ایمان داریم پایدار نیست، یکی از همین ویژگی های متناقض آدمی است . اصلاً شاید همین ها حقیقت زندگی باشه.

ققنوس خیس

آره اینجوریاس...

لادن

طبیعت هم خشنه و هم زیبا ، جذابیت تو خشونتشه

آرزو

چقدر خوبه اینکه : ما آدم‌ها می‌دانیم که "هیچ گلی ماندگار نیست"، اما معمولا افسوسش را می‌خوریم

دلآرام

چرا فلیکرتو به روز نمیکنی؟

ماهی

تا رفتنی در کار نباشد هیچ‌کس قدر ماندن را نمی‌داند.