دنیای دوگانه‌ی ما

شب می‌خوابیم و روز بیدار می‌شویم.

تیترِ روزنامه‌ها را می‌خوانیم و باور نمی‌کنیم که اوضاع چنین و چنان که می‌پندارند باشد. می‌رویم سراغِ بیگانه‌ها.

بعضی سایت‌ها فی.لطر شده. خدا زنده نگه دارد فیل‌افکن را. (می‌گویند این جرم  سه ماه زندان دارد. پس چرا بیش‌ترِ ما آزاد می‌گردیم؟!)

روزها فرسوده می‌شویم و شب‌ها با فارسی-وان یا سریال‌های طنز تجدیدِ قوا می‌کنیم.

با وقاحت، آمارهای عوضی می‌دهند و تصور می‌کنند بقیه خر تشریف دارند، اما واقعیت چیزِ دیگری می‌گوید. (خدایا، طنز را از ما بگیری، ما به کدام گوری پناه ببریم؟)

                                              ***

این فهرست تا ابدالآباد ادامه دارد.

همه‌ی ما می‌دانیم چیزی وجود دارد که خیلی بی‌سر و صدا و مسالمت‌آمیز دارد به حیاتش ادامه می‌دهد. می‌دانیم که ما هم‌زمان در دو دنیا زندگی می‌کنیم و بسته به هر کدام، هویتمان تغییر می‌کند. هم وضعِ موجود را می‌پذیریم و هم خودمان را عاصی نشان می‌دهیم.

اما هیچ‌کس باور نمی‌کند که کدام راست است و کدام دروغ!

پ.ن: به قولِ کولاکوفسکیِ بزرگ، ما در دروغِ مقدس زندگی می‌کنیم. مردم عجیبی هستیم. مدام در دو دنیای موازی در رفت و آمدیم.

/ 39 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گودول

همه حکومتهای ایدئولوژی اینگونه اند، خودشیفته و مردمان نیز مدام در گیر و در تضاد درونی بسر میبرن.

خط سوم

هم وضعِ موجود را می‌پذیریم و هم خودمان را عاصی نشان می‌دهیم. هم وضعِ موجود را می‌پذیریم و هم خودمان را عاصی نشان می‌دهیم. هم وضعِ موجود را می‌پذیریم و هم خودمان را عاصی نشان می‌دهیم. هم وضعِ موجود را می‌پذیریم و هم خودمان را عاصی نشان می‌دهیم. هم وضعِ موجود را می‌پذیریم و هم خودمان را عاصی نشان می‌دهیم. هم وضعِ موجود را می‌پذیریم و هم خودمان را عاصی نشان می‌دهیم. ..............

ققنوس خيس

سلام نسل ما زير بار اين تناقضها و اين چندگانگي ها خورد شده !!

مهسا

برایم سوال است با این وضعیت... با این همه نارضایتی... این غده سرطانی تا کی دوام می آورد؟؟؟ بعد از انهدامش باز هم باید به طنز ها پناه ببریم؟؟؟! واقعا به کدام گوری پناه ببریم...

درنین

سلام من تعجب می‌کنم که اینقدر هم به این وضعیت صبوری می‌کنیم! بهترین ها

مهسا

طنز برای بیان اشفتگی است... اولش گفتم کاش آشفتگی نبود که برایش طنز ساخت... بعد یادم اومد چند وقت پیش با ریشه یابی واژه اوتوپیا به این رسیدیم که آرمان شهر یعنی جایی که وجود ندارد... ناکجا آباد... پس تا عمر باقیست طنز هم باقیست...

ریاکار

ببین من با این دروغ مقدس به شدت موافقم.....راس میگه.....خودمونم گم شدیم و گاهی قاطی می کنیم که الان اینجا باید کدوم باشیم[سوال]هیییییییییییییییییییییی[نگران]

ع ل ی ر ض ا

بحثی که طرح میکنی خیلی مسئلهی پیچیدهای است. توی دنیا پر است از این کنار آمدن تناقضها. بالاخره زندگی با سماجت تمام ادامه دارد، چه با خوشی و چه با ناخوشی.

غزل

من اين تكرار را به عصيان مي كِشَم ... من اين تكرار را زندگي نخواهم كرد ! واي اين دنياي موازي فقط سرگرداني ِ ما وَ روراست نبودن ِ ما با خودمان را نشان مي دهدُ بس !