پرنده‌ها

نر: کجا لانه کرده‌ای؟ در کدام بیشه؟

بگو، دلارام. بگو، ای عشق

آشیانِ زیبایت را کجا ساخته‌ای؟

ای سرافرازیِ مَرغزارها از تو

 

ماده: آن‌سوتر درختی تنهاست

آن‌جا به سر می‌برم و برای تو مویه می‌کنم

اشک‌های خاموشم را سحرگاه می‌نوشد

و اندوهم را بادهای شبان‌گاه برمی‌گیرد

 

نر: تو بهارِ منی

زنده‌ام و برای تو مویه می‌کنم

هرروز کنارِ بیشه مویه می‌کنم

و بلندای اندوهم را شب شنیده است

 

ماده: به‌راستی مرا آرزو می‌کنی؟

و برایت چنین دل‌پذیرم؟

پس دیگر اندوهی نیست

ای یار، ای دل‌دار

 

نر: بیا، بر بال‌های شادی پرواز می‌کنیم

به‌سوی آن بلندایی که سایه‌سارِ من است

بیا و گوشه‌ی آرامِ خویش را برگزین

میانِ برگ‌های سبز و شکوفه‌های دلاویز

William Blake/1757-1827

(ترجمه‌ی درخت ابدی)

/ 23 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

چه قدر ساده احساس خوشبختی میکنیم و چه ساده تر همان خوشبختی را می بازیم!

ص.ش

لذت بردم.

.

قشنگ بود

پردیس

سلام اتفاقی با وبلاگتون اشنا شدم. وبلاگای این مضمونی زیاد می چرخم نظرم نمیذارم معمولن. اما واقعا دلنشین و سبک و جاندار بود درخت ابدی... ترجمه شعر روان و عالی... از پرنده ها و عشق گفتین یاد جمله ای از بلیک افتادم «هیچ پرنده ای آنچنان اوج نخواهد گرفت، اگر تنها با بال های خود پرواز كند.»

نیلو

سلام؛ چه دلم برای آن درختِ تنها سوخت!

میله بدون پرچم

سلام این پرنده نر چه خوب در باغ سبز را نشان می دهد...[لبخند]

آنا

چه ترجمه بی نظیری لطافت شاعرانه اثر رو کاملنمنعکس کردی آفرین

رضوانی

چه ترجمه روانی.و البته چه کفتر نر با تجربه ای :)

ستاره

و عشق، تنها عشق، مرا رساند به امکان یک پرنده شدن ... (سهراب)

مرضیه

چه معاشقه پرنده واری زیبایی!